تحلیل نقش فضاهای بینابینی زیست‌گرا در ارتقای رفاه روانی و پایداری اجتماعی سکونت‌گاه‌های متراکم شهری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 1. پژوهشگر دکتری معماری، دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.

2 2. استاد گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.

10.22126/ges.2026.13395.2947

چکیده

فشردگی منظر شهری معاصر، پایداری اجتماعی و تاب‌آوری سکونت‌گاه‌ها را به چالش کشیده و به نابرابری در دسترسی به فضای سبز منجر شده است. این پژوهش، «فضاهای بینابینی» را نه صرفاً عناصر کالبدی باقیمانده، بلکه به‌عنوان زیرساخت‌های سبز در مقیاس خرد تحلیل می‌کند که نقش کلیدی در ارتقای رفاه روانی و انسجام اجتماعی دارند. هدف، شناسایی و اولویت‌بندی مؤلفه‌های زیست‌گرای این فضاها جهت تدوین چارچوبی عملیاتی برای برنامه‌ریزی پایدار در محیط‌های متراکم است.
پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، ابتدا با روش دلفی ۴۳ مؤلفه را غربالگری نمود. سپس برای تعیین وزن و اولویت هر مؤلفه از تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره آنتروپی شانون استفاده شد تا با تحلیل عدم قطعیت در داده‌ها، شاخص‌هایی که بیشترین تأثیر تمایزدهنده را بر کیفیت فضای جغرافیایی سکونت‌گاه‌ها دارند، استخراج شوند.
نتایج نشان داد در بُعد محیطی شاخص‌های کیفی «پیچیدگی و نظم طبیعی» و «گوشه‌های محافظت‌شده»، در بُعد فیزیکی «دسترسی‌پذیری» و در بُعد فضایی «فضاهای مشترک طبقاتی» و «باغ‌های جیبی» اولویت دارند. این یافته‌ها بیانگر گذار پارادایم سکونت از «سطح زمین به ارتفاع» است؛ جایی که فضاهای بینابینی زیست‌گرا با جایگزینی رویکرد «کیفیت ادراکی و عدالت دسترسی» به جای «کمیت فضای سبز»، به کانون‌های اصلی بازتوانی روانی و تقویت تعامل اجتماعی تبدیل شده‌اند. این پژوهش راهکارهای نوینی به منظور توزیع عمودی رفاه پیشنهاد می‌کند. نتایج نشان می‌دهد ارتقای پایداری اجتماعی و کیفیت زیست در شهرهای متراکم، در گرو توجه به «فضاهای میانی و مشاع» به‌عنوان ریزفضاهای زیستیِ در دسترس است. شاخص‌های استخراج‌شده می‌توانند مبنایی علمی در فرآیندهای برنامه‌ریزی شهری ایران برای توسعه منظرهای شهری تاب‌آور و عادلانه باشند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات