<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جغرافیا و پایداری محیط</title>
    <link>https://ges.razi.ac.ir/</link>
    <description>جغرافیا و پایداری محیط</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شناسایی و اولویت‌بندی معیار‌های مؤثر بر ایجاد شهرهای اسفنجی با استفاده از روش سوارای فازی شهودی</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_3931.html</link>
      <description>شهرهای اسفنجی به‌عنوان یک راهکار نوین در راستای مدیریت آب‌های سطحی و کاهش اثرات آن در کشور چین مطرح گردید. این رویکرد که با تلفیق عناصر طبیعی با عناصر محیط‌های شهری انجام شده بود به دنبال افزایش تاب‌آوری شهری، بهبود جذب و ذخیره رواناب‌ها و کاهش خطرات ناشی از سیلاب‌های شهری است تا اثرات منفی تغییرات اقلیمی و رویکرد توسعه‌ای مبتنی بر زیرساخت‌های سخت و غیر قابل نفوذپذیر را کاهش دهد. باوجود توجه گسترده به شهرهای اسفنجی در مطالعات بین‌المللی، تحلیل جامع و یکپارچه‌ای دررابطه‌با معیارهای اجرایی آن در پژوهش‌های داخلی ارائه نشده است. این خلأ، ضرورت تعیین معیار‌های مؤثر بر اجرای آن را برجسته می‌سازد. به همین منظور هدف پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه‌بندی معیار‌های مؤثر بر ایجاد شهرهای اسفنجی با استفاده از روش سوارای فازی شهودی با منطق دایره‌ای است. در همین راستا در مطالعه حاضر، معیار‌های مرتبط با شهر اسفنجی از مطالعات علمی داخلی و خارجی استخراج و با دریافت نظر ۹ متخصص، وزن‌دهی آن‌ها انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که از میان 36 معیار مستخرج شده، شدت بارش، وجود پایگاه‌های جامع داده اطلاعات، میزان نفوذپذیری فضاهای شهری، سیستم‌های سنجش میزان رواناب و یکپارچگی میان زیرساخت‌های خاکستری؛ سبز و آبی با بیشترین میزان وزن تخصیص‌یافته، از مهم‌ترین عوامل مؤثر در تحقق شهرهای اسفنجی محسوب می‌شوند. یافته‌های این پژوهش می‌تواند مبنای علمی قابل‌اتکایی برای برنامه‌ریزان شهری و سیاست‌گذاران فراهم کند تا با شناسایی و اولویت‌بندی معیار‌های کلیدی این رویکرد، فرایند اجرایی شهرهای اسفنجی را در ایران به‌صورت نظام‌مند و هدفمند پیش برند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی تنوع فلورستیک و ذخیره‌سازی کربن در خاک و زی‎توده گونه‌های غالب مرتعی و نقش آن‌ها در پایداری اکولوژیکی</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_3971.html</link>
      <description>تغییر اقلیم و افزایش غلظت دی‌اکسیدکربن از مهم‌ترین چالش‌های زیست‌محیطی امروز هستند که پایداری اکوسیستم‌های خشک را تهدید می‌کنند. ترسیب کربن در گیاهان و خاک، به‌ویژه در مراتع، نقش کلیدی در کاهش کربن اتمسفری و بهبود کیفیت خاک ایفا می‌کند. این مطالعه با هدف شناسایی فلور مراتع سرسارو و بررسی توان ذخیره کربن گونه‌های غالب و خاک زیر اشکوب آن‌ها انجام شد. نمونه‌برداری میدانی در سال ۱۴۰۲ با روش تصادفی - سیستماتیک در شش ترانسکت ۱۰۰ متری و ۵ پلات ۲&amp;amp;times;۲ متری انجام شد و درصد پوشش&amp;amp;lrm;گیاهی، لاشبرگ و خاک لخت ثبت گردید. سه گونه شاخص،Hammada salicornica، Zygophyllum eurypterum و Artemisia santolina برای اندازه‌گیری زی&amp;amp;lrm;توده انتخاب شدند و اندام‌های هوایی و زیرزمینی آن‌ها برداشت و محتوای کربن آلی تعیین شد. نمونه‌های خاک تا عمق ۶۰ سانتی‌متر جمع‌آوری و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که پوشش گیاهی موجود در مراتع کمتر از ظرفیت بالقوه اکوسیستم است و دو تیپ گیاهی غالب در منطقه شناسایی شدند. گونه Z. Eurypterum بیشترین زی&amp;amp;lrm;توده زمینی (۳۱/۳ تن در هکتار) و ذخیره کربن کل (۷۹/۲۸ تن در هکتار) را داشت، درحالی‌که H. Salicornica بیشترین زی&amp;amp;lrm;توده هوایی و A. santolina کمترین زی&amp;amp;lrm;توده زمینی را نشان دادند. تحلیل خاک نشان داد وزن مخصوص ظاهری، کربن آلی و ذخیره کربن خاک تحت‌تأثیر گونه‌ها تفاوت معنی‌داری داشتند. این یافته‌ها تأکید می‌کند که گونه‌ها با ویژگی‌های اکولوژیکی متفاوت، نقش متغیری در تثبیت کربن و عملکرد اکوسیستم ایفا می‌کنند. مدیریت هوشمند مراتع، شامل انتخاب گونه‌های شاخص، احیای پوشش گیاهی و بهبود ساختار خاک، می‌تواند ظرفیت ذخیره‌سازی کربن و پایداری اکوسیستم را به طور چشمگیری افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‎سنجی توسعه روستاهای هوشمند در دهستان سرفیروزآباد شهرستان کرمانشاه</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_3977.html</link>
      <description>روستاهای هوشمند فرصت&amp;amp;lrm;های کارآفرینی در کشاورزی را تسهیل، خدمات بهداشتی، آموزشی و زیرساختی را ارتقای، بهره&amp;amp;lrm;وری بهینه از منابع و پایداری توسعه در نواحی روستایی را تضمین و منجر به بهبود کیفیت زندگی گردند. نیاز به ایجاد روستاهای هوشمند در کشور علی&amp;amp;lrm;الخصوص استان کرمانشاه، ضروری است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص&amp;amp;lrm;ها و امکان&amp;amp;lrm;سنجی توسعه روستایی هوشمند در دهستان سرفیروزآباد انجام شد تا بتوان گامی مثبت در جهت بهبود وضعیت روستاهای دهستان سرفیروزآباد و توسعه روستاهای هوشمند در این استان برداشت. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از لحاظ ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر پیمایش بود. جامعه آماری پژوهش را، سرپرستان خانوارهای ساکن در روستاهای دهستان سرفیروزآباد شهرستان کرمانشاه به تعداد ۲۹۹۹ تشکیل دادند. جهت تعیین حجم نمونه از جدول کرجسی و مورگان استفاده شد که تعداد ۳۴۱ خانوار به&amp;amp;lrm;عنوان نمونه و روش نمونه&amp;amp;lrm;گیری تصادفی طبقه&amp;amp;lrm;ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده&amp;amp;lrm;ها، پرسش‌نامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن با روش پانل متخصصان و ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده&amp;amp;lrm;ها در نرم&amp;amp;lrm;افزار SPSS2026 انجام شد. نتایج نشان داد که شاخص&amp;amp;lrm;های فرهنگ و پذیرش اجتماعی و پایداری زیست&amp;amp;lrm;محیطی به ترتیب دارای بهترین و بدترین وضعیت در روستاهای موردمطالعه بودند. همچنین نتایج حاکی از وضعیت نامطلوب روستاهای دهستان سرفیروزآباد از نظر شاخص&amp;amp;lrm;های توسعه روستایی هوشمند بود. توسعه روستایی هوشمند در دهستان سرفیروزآباد نیازمند یک رویکرد جامع و هم‌افزا است و دولت می‌بایست از رهیافت پروژه‌ای برای توسعه روستاهای هوشمند استفاده کند و این هدف را به‌عنوان یک پروژه ملی در دستور کار خود قرار دهد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و رتبه‌بندی عوامل تأثیرگذار بر الگوی مدیریت آب شهری با رویکرد اهمیت - عملکرد (IPA) (مطالعه موردی: شهرستان رباط‌کریم)</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_3978.html</link>
      <description>مدیریت آب شهری در ایران با چالش‌های فزاینده کم‌آبی و تغییرات اقلیمی مواجه است که پایداری و تاب‌آوری مناطق شهری را تهدید می‌کند. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و رتبه‌بندی عوامل تأثیرگذار بر الگوی مدیریت آب شهری، با تمرکز بر شهرستان رباط‌کریم و با بهره‌گیری از تکنیک تحلیل اهمیت - عملکرد (IPA)، به بررسی این موضوع می‌پردازد. این مطالعه کاربردی - توسعه‌ای و از نوع توصیفی - تحلیلی ترکیبی (کیفی - کمی) است. در گام کیفی، ۶۴ شاخص کلیدی در ۹ عامل (شامل نهادی - سازمانی، اقتصادی، فنی - مهندسی و سیاسی) از طریق مرور نظام‌مند ادبیات و مصاحبه با خبرگان شناسایی شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ای دوگانه از ۵۳ نفر از متخصصان، کارشناسان و مدیران حوزه مدیریت آب جمع‌آوری گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از میان عوامل شناسایی‌شده، عوامل سیاسی و اقتصادی دارای بالاترین اولویت برای مداخله هستند. به طور خاص، شاخص‌های &amp;amp;laquo;اراده سیاسی و رهبری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پایداری و اثربخشی نهادی&amp;amp;raquo; با کسب بالاترین رتبه (۱) و میانگین اهمیت 987/4 و 954/4 (در مقیاس ۵ درجه‌ای)، به‌عنوان حیاتی‌ترین عوامل شناسایی شدند. در بعد اقتصادی، شاخص‌های &amp;amp;laquo;نرخ بازگشت هزینه&amp;amp;raquo; با رتبه ۳ و &amp;amp;laquo;کفایت و ساختار تعرفه آب&amp;amp;raquo; با رتبه ۶ در اولویت‌های بالا قرار گرفتند. همچنین، تحلیل اهمیت - عملکرد نشان می‌دهد که بسیاری از شاخص‌های با اهمیت بالا، دارای عملکرد پایین هستند؛ به‌عنوان‌مثال، شاخص &amp;amp;laquo;مدیریت هدررفت آب&amp;amp;raquo; با رتبه ۱۰ و شاخص &amp;amp;laquo;مشارکت ذی‌نفعان&amp;amp;raquo; با رتبه ۱۴، نیازمند بهبود چشمگیر در عملکرد فعلی می‌باشند. این نتایج، مبنای مهمی برای تدوین راهبردهای عملیاتی و تخصیص مؤثر منابع به‌منظور ارتقای کارایی و اثربخشی مدیریت آب شهری فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثر زون‎های اقلیم محلی بر بار گرمای محیطی شهر تهران</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_3980.html</link>
      <description>زون&amp;amp;lrm;های اقلیمی برآمده از مشخصات فیزیکی، چیدمان و پوشش سطحی شهرها با پهنه&amp;amp;lrm;های دمایی مختلف از جزیره گرمای شهری تا چاله&amp;amp;lrm;های سرمایی ارتباط دارند. در این مطالعه برای تعیین زون&amp;amp;lrm;های اقلیم محلی تهران از تصاویر ماهواره لندست&amp;amp;lrm;8 سال 2022 استفاده گردید. برای شهر و پیراشهر تهران، 17 زون اقلیم محلی بدست آمد. در بین طبقات اقلیمی داخل شهر، زون ساختمانی باز و بلندمرتبه (LCZ10) با 88/10درصد بیشترین گسترش را در کل محدوده داشت. بعد آن به ترتیب زون&amp;amp;lrm;های مربوط به ساختمان&amp;amp;lrm;های فشرده متوسط، حاشیه&amp;amp;lrm;ای و ساختمان&amp;amp;lrm;های باز متوسط و سیلوهای صنعتی (LCZ 2-7-5-8) بخصوص در مناطق مرکزی شهر غلبه دارند، جایی&amp;amp;lrm;که با دمای شبانه بالا، محدوده جزیره گرمای شهری تهران (UHI) را با هسته دمایی 16-14درجه سلسیوس مشخص می&amp;amp;lrm;کند. هسته&amp;amp;lrm;ها و لکه&amp;amp;lrm;های خنک نیز در زون&amp;amp;lrm;های اقلیمی پیرامون شهر با LCZهای طبیعی با دمای متوسط 1 تا 3 درجه سلسیوس به دست آمدند. زون&amp;amp;lrm;های اقلیم محلی مربوط به ساختمان&amp;amp;lrm;های فشرده به&amp;amp;lrm;دلیل پایین بودن عامل دید آسمان (SVF) که تابش خورشیدی رسیده را حبس کرده، تهویه طبیعی بسیار ضعیفی دارند؛ همچنین با ضریب سطوح نفوذناپذیر و جذب انرژی خورشیدی بالا، مهمترین عامل شکل&amp;amp;lrm;گیری جزیره گرمای شهری تهران هستند. در محدوده شهر سطوح آبی، فضاهای سبز با درختان متراکم و پراکنده و فضاهای باز که قابلیت جریان هوا بالاست، به عنوان زون&amp;amp;lrm;های خنک شهری شناخته می&amp;amp;lrm;شوند. این یافته&amp;amp;lrm;ها به محققان و برنامه&amp;amp;lrm;ریزان اقلیم شهری کمک می&amp;amp;lrm;کند رابطه بین فرم شهری و UHI را بهتر درک کنند و این دانش را برای ایجاد آسایش حرارتی شهری به کار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش سرمایه انسانی توانمند در توسعه کارآفرینی گردشگری پایدار روستایی (موردمطالعه: شهرستان رشت)</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4008.html</link>
      <description>هم‌اکنون در سطح جهان این آگاهی وجود دارد که در اقتصاد محلی مبتنی بر دانش و تخصص&amp;amp;lrm;گرایی، وجود نیروی انسانی کارآمد و با انگیزه، محرک اصلی توسعه پایدار است. کارآفرینی در گردشگری به‌عنوان یک حوزه اقتصادی مهم در کشورهای درحال‌توسعه و به‌طور اخص ایران و شهرستان رشت، به کارآفرینان ماهر جهت رفع ناپایداری‌های آن نیاز دارد. این مطالعه باهدف بررسی نقش این سرمایه در توسعه کارآفرینی گردشگری در سکونتگاه‌های روستایی شهرستان رشت انجام‌شده که ازنظر هدف، کاربردی و گردآوری داده‌ها توصیفی- پیمایشی و ابزار گردآوری آن پرسش&amp;amp;lrm;نامه محقق ساخته است. مؤلفه‌ها گردآوری‌شده از طریق مصاحبه با خبرگان، کارشناسان و مدیران محلی با نمونه‌گیری هدفمند یا غیر احتمالی گلوله برفی انجام شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با استفاده از مدل ISM و با تحلیل MICMAC نوع مؤلفه‌ها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر مؤلفه‌ها مشخص شد. پس از تعیین ارتباط و سطح هر مؤلفه نتایج حاکی از دو سطح بود که بدین ترتیب مؤلفه‌های اثرگذار این مطالعه دو مؤلفه (C2) از شاخص آموزشی و (C10) از شاخص اقتصادی و باقدرت نفوذ 10 و 14 می‌باشند. 15 مولفه دیگر پژوهش، (C1, C3, C4, C5, C6, C7, C8, C9, C11, C12, C13, ..C16, C17)، به ترتیب باقدرت نفوذ (4، 4، 3، 6، 8، 9، 7، 15، 15، 16، 8، 5، 10، 7، 11) در سطح دوم قرارگرفته‌اند. این مؤلفه‌ها تاثیرگذاری کمتری داشته، اما به عنوان زیرساخت های حیاتی، جهت توانمند نمودن نیروی انسانی و کارآفرینان ماهر باید روی آن‌ها سرمایه‌گذاری نمود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و تحلیل درجه امنیت اکولوژیکی در چارچوب یکپارچه فضایی جلگه خزری با تأکید بر مناطق شهری</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4009.html</link>
      <description>امنیت اکولوژیکی، شامل حفظ سلامت و یکپارچگی اکوسیستم، نقش کلیدی در دست&amp;amp;lrm;یابی به توسعه پایدار دارد. در جلگه خزری، به‌عنوان یک کانون مهم تنوع زیستی در ایران، تغییرات اقلیمی و فعالیت‌های انسانی از عوامل تهدید امنیت اکولوژیکی هستند. این مطالعه باهدف بررسی تغییرات امنیت اکولوژیکی این جلگه در زنجیره شهری ساری - قائم‌شهر - بابل - آمل از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ انجام شد. به این منظور، مؤلفه‌های محیطی شامل وسعت سطوح نفوذناپذیر (ISA)، نسبت مساحت بیوتوپ (BAR)، شاخص&amp;amp;lrm; تراکم شهری (CDI)، شدت گسترش شهری (UEI)، نسبت پوشش&amp;amp;lrm;گیاهی (PV)، شاخص نرمال‌شده رطوبت زمین (NDMI)، شاخص تغییر در دمای اراضی شهری (UTFVI)، شاخص تعدیل‌یافته نرمال پوشش گیاهی و خاک (MSAVI)، شاخص نرمال‌شده خاک لخت و بایر (NDBSI) و تراکم جاده از روی تصاویر ماهواره‌ای لندست محاسبه شد. سپس درصد مقادیر ویژه با کاهش مؤلفه‌های اصلی (PCA) برای هر یک از پارامترها محاسبه و معادله&amp;amp;lrm;سازی درجه امنیت اکولوژیکی برای پهنه موردنظر انجام شد. یافته‌ها نشان داد که در 7/72 درصد از پهنه، امنیت اکولوژیکی بالا، 9/15 درصد امنیت متوسط و 4/11 درصد امنیت پایینی وجود داشت. همچنین، 4 درصد از وسعت مناطق دارای امنیت اکولوژیکی بالا کاسته و 1/2 و 9/1 درصد بر مناطق با امنیت متوسط و پایین افزوده شده است. بر اساس نتایج، ازبین‌رفتن پوشش گیاهی و تراکم شهری به طور قابل‌توجهی بر کاهش امنیت اکولوژیکی تأثیر گذاشته است که مستلزم برنامه‌ریزی و مدیریت دقیق کاربری اراضی در این منطقه با تمرکز ویژه بر حفاظت و تقویت مناطق با امنیت اکولوژیکی بالا، به‌ویژه پوشش طبیعی، و کنترل گسترش مناطق ساخته شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثرات قرق بلندمدت بر پایداری خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک در اکوسیستم‌های مرتعی (مطالعه موردی: مراتع شهرستان خاش)</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4026.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی اثر قرق بلندمدت (۱۵ ساله) بر ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک در مراتع خشک و نیمه‌خشک منطقه کوته شهرستان خاش انجام شد. برای این منظور، دو سایت شامل مرتع قرق‌شده و مرتع چرای‌ شده با شرایط توپوگرافی مشابه انتخاب شدند. نمونه‌برداری پوشش گیاهی و خاک از دو عمق ۰ تا ۱۵ و ۱۵ تا ۳۰ سانتی‌متر انجام شد و پارامترهایی نظیر بافت خاک، اسیدیته، هدایت الکتریکی، کربن آلی، نیتروژن کل، فسفر، پتاسیم و جرم مخصوص ظاهری خاک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه ‌وتحلیل داده‌ها نشان داد که قرق موجب افزایش معنادار پوشش تاجی (۳/۳۲ در مقابل ۹/۱۰ درصد)، لاشبرگ و تنوع گونه‌های گیاهی شده است. همچنین در عمق ۰ تا ۱۵ سانتی‌متر، میزان کربن آلی (۴۸/۰ در برابر ۲۴/۰ درصد) و نیتروژن کل (۰۵۲/۰ در برابر ۰۲۲/۰ درصد) در منطقه قرق به‌طور معناداری بیشتر بود، در حالی‌که وزن مخصوص ظاهری، فسفر و پتاسیم قابل‌دسترس در مرتع چرای‌شده بالاتر گزارش شد. در عمق ۱۵ تا ۳۰ سانتی‌متر نیز کربن آلی (۳۳/۰ در برابر ۲۳/۰ درصد) و نیتروژن کل در قرق بیشتر بود، اما تفاوتی در ترکیب بافت خاک میان دو منطقه مشاهده نشد. همچنین مقادیر pH و هدایت الکتریکی در هر دو عمق در منطقه قرق کمتر یا مشابه مراتع چرای‌شده بود که بیانگر بهبود نسبی کیفیت خاک تحت تأثیر قرق بلندمدت است. این نتایج نشان می‌دهد که قرق بلندمدت با بهبود شاخص‌های کلیدی خاک می‌تواند زمینه‌ساز افزایش پایداری و کارکرد اکولوژیکی مراتع در شرایط خشک و نیمه‌خشک باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه ریزی راهبردی و ارائه راهبردهای مدیریتی پایدار در منطقه حفاظت شده اشترانکوه</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4063.html</link>
      <description>منطقه حفاظت شده اشترانکوه علیرغم غنای زیستی و جاذبه‌های طبیعی فراوان با تهدیدهای متعددی رو به رو است. بدین &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;ترتیب برنامه‌ریزی برای توسعه فعالیت‌های انسانی باید به گونه‌ای صورت گیرد که کمترین آسیب را برای زیستگاه و گونه‌های &amp;amp;rlm;زیستی آن &amp;amp;rlm;به دنبال &amp;amp;rlm;داشته باشد. &amp;amp;rlm;در مطالعه حاضر به برنامه‌ریزی راهبردی و شناسایی راهبردهای برتر در منطقه &amp;amp;rlm;حفاظت شده اشترانکوه با &amp;amp;rlm;هدف تحقق مدیریتی یکپارچه و برنامه‌ریزی صحیح در حفظ غنای زیستی این منطقه با استفاده از &amp;amp;rlm;مدل &amp;amp;rlm;ANP-SWOT&amp;amp;rlm; پرداخته شد.&amp;amp;rlm; &amp;amp;rlm;از بین عوامل درونی و بیرونی، نقاط قوت با جمع 817/0 از بالاترین نمره &amp;amp;rlm;برخوردار است. همچنین عوامل &amp;amp;rlm;درونی (قوت‌ها و &amp;amp;rlm;ضعف‌ها) با مجموع نمره 364/0 دارای امتیاز بیشتری نسبت به عوامل &amp;amp;rlm;بیرونی (فرصت‌ها و تهدید‌ها) با &amp;amp;rlm;مجموع نمره 121/0- می‌باشند. &amp;amp;rlm;همچنین &amp;amp;rlm;نسبت راهبردها در هر یک از حوزه‌های راهبردی &amp;amp;rlm;شامل 37 درصد راهبرد ارتقاء عملکرد (&amp;amp;rlm;ST&amp;amp;rlm;)، &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;27 درصد راهبرد توسعه &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;همه‌جانبه (&amp;amp;rlm;SO&amp;amp;rlm;)، 20 درصد راهبرد حفظ وضع موجود &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;(&amp;amp;rlm;WT&amp;amp;rlm;) و در نهایت 15 درصد راهبرد توسعه &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;مشارکتی و &amp;amp;rlm;توانمندسازی (&amp;amp;rlm;WO&amp;amp;rlm;) &amp;amp;rlm;می‌باشد. ازاین ‌رو، موقعیت راهبردی منطقه &amp;amp;rlm;حفاظت شده اشترانکوه با &amp;amp;rlm;توجه به &amp;amp;rlm;درصد اختصاص یافته &amp;amp;rlm;به هر یک از راهبردها، معادل با &amp;amp;rlm;راهبرد" &amp;amp;rlm;ST&amp;amp;rlm;" است. برنامه‌ریزان و &amp;amp;rlm;مدیران باید به کنترل تهدیدها و حفظ نقاط قوت در این &amp;amp;rlm;منطقه بپردازند&amp;amp;rlm;. &amp;amp;rlm;راهبردهای مدیریتی برتر در این منطقه شامل &amp;amp;rlm;افزایش تعداد محیط‌بانان و نظارت بر فعالیت‌های انسانی، تدوین برنامه‌ریزی &amp;amp;rlm;&amp;amp;rlm;صحیح و مدیریتی یکپارچه، نظارت بر شکار و صید غیرمجاز و حفاظت از تنوع زیستی و منابع اکولوژیک می‌باشد که می‌تواند برنامه‌ریزان را در دستیابی به مدیریتی یکپارچه و پایدار کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی شاخص‌های ارزیابی پایداری اجتماعی در مجتمع‌های مسکونی با رویکرد فراترکیب (موردمطالعه: پایگاه اطلاعاتی Scopus)</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4091.html</link>
      <description>در روند پیشرفت جوامع، مسکن جایگاهی اساسی دارد و به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نیازهای افراد شناخته می‌شود و با توجه به این مهم، در سال‌های اخیر، توجه به بُعد اجتماعی در توسعه معماری پایدار به شکل چشمگیری افزایش‌یافته است؛ بااین‌حال، به دلیل ماهیت وابسته به زمینه مفهوم پایداری اجتماعی، اجماع میان محققان در خصوص ویژگی‌های این مفهوم وجود ندارد. به‌منظور رفع این شکاف دانشی، پژوهش حاضر تلاش داشت تا با بهره‌گیری از رویکردی نظام‌مند، فهرستی طبقه‌بندی‌شده از شاخص‌های ارزیابی پایداری اجتماعی در طراحی مجتمع‌های مسکونی مطرح در ادبیات، ارائه دهد. روش پژوهش، فراترکیب منطبق بر رویکرد هفت مرحله‌ای سندلوسکی و بارسو انتخاب شد. در این راستا جامعه هدف تحقیق، شامل تمامی پژوهش‌های منتشرشده در بازه زمانی سال‌های 1994 تا 2025 پایگاه داده اسکوپوس بود. پس از انجام فرایند غربالگری مطابق با روش منتخب، از مجموع 221 پژوهش شناسایی‌شده اولیه، 19 پژوهش در فهرست نهایی باقی ماند و مبنای کدگذاری قرار گرفت. پس از اتمام فرایند کدگذاری، 23 شاخص منحصربه‌فرد استخراج‌شده، ذیل 12 مفهوم شامل مطلوبیت محیط خصوصی، مطلوبیت فضای عمومی، مطلوبیت کالبدی مجتمع مسکونی، حس تعلق به مکان، دسترسی‌پذیری، رعایت سرانه عملکردی، برابری اجتماعی، امنیت، ایمنی، مشارکت اجتماعی، تعامل اجتماعی و انسجام اجتماعی و 4 مقوله پدیدارشده شامل رضایت و مطلوبیت محیطی، عدالت اجتماعی، آسایش و سرمایه اجتماعی طبقه‌بندی شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات دینامیکی مساحت و مورفولوژی بدنه آبی مجموعه تالاب انزلی به کمک تصاویر راداری سنتینل 1 و داده‌های هواشناسی زمینی و ماهواره‌ای</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4092.html</link>
      <description>تالاب‌ها از مهم‌ترین زیست‌بوم‌های طبیعی زمین هستند که به‌دلیل تغییرات اقلیمی و دخالت‌های انسانی در معرض تحول‌اند. تالاب‌های ساحلی، مانند مجموعه تالاب انزلی، تحت تأثیر عواملی چون تغییرات آب‌و‌هوایی، گسترش گردشگری، توسعه شهری و تغییرات تراز آب دریا دچار دگرگونی‌های قابل توجهی می‌شوند. در این تحقیق، تغییرات پوشش آبی تالاب انزلی طی سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۴ بررسی شده است. این مجموعه شامل سه بخش اصلی سیاکشیم، سرخانکل و تالاب غرب بوده و برای استخراج تغییرات سالیانه، تصاویر راداری ماهواره سنتینل ۱ به کار گرفته شده‌اند. در طول دوره هشت ساله مطالعه، مجموعه تالاب انزلی تغییرات قابل توجهی در پوشش آبی خود تجربه کرد که با استفاده از داده‌های ایستگاه‌های سینوپتیک گیلان و حسگرهای ماهواره‌ای در رابطه با عوامل هواشناسی مانند دما، بارش و تبخیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تصاویر راداری کاهش کلی ۲۶۰۵ هکتاری پوشش آبی را نشان داد که تالاب‌های غربی، سرخانکل و سیاه‌کشیم به ترتیب ۵۰٪، ۴۸٪ و ۲٪ در این کاهش نقش داشتند. در مقایسه با سال ۲۰۱۷، پوشش آبی در این تالاب‌ها ۳۶٪، ۹۲٪ و ۶٪ کاهش یافت. این مطالعه همچنین شاخص‌های NDVI از لندست ۸، لندست ۹ و سنتینل ۲ را بررسی کرد و آنها را با داده‌های میانگین سالانه LST مقایسه کرد. یافته‌ها نشان دهنده افزایش رشد پوشش گیاهی در مناطق تالابی و جایگزینی بخش‌هایی از پوشش آبی بود. این تغییر منجر به کاهش قابل توجه اختلاف دما بین بالاترین و پایین‌ترین دماهای روزانه در سال‌های اخیر شد که نشان دهنده تغییرات در میکروکلیما به دلیل گسترش پوشش گیاهی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر ظرفیت تاب‌آوری شهرستان رودسر در مواجهه با سوانح‌طبیعی</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4093.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف ارزیابی تاب‌آوری شهرستان رودسر در برابر سوانح طبیعی و با تمرکز بر پنج بُعد اجتماعی، اقتصادی، نهادی، زیرساختی، و برنامه‌ریزی و مدیریت شهری انجام شد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از‌طریق پرسشنامه‌ای که میان ۳۸۰ نفر از شهروندان توزیع شد، گردآوری و با نرم‌افزار SPSS ارزیابی و با استفاده از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. همچنین از نقشه‌های DEM ، نقشه خطر لرزه‌ای و نقشه زیرحوزه‌های آبریز برای تحلیل فضایی و شناسایی مخاطرات طبیعی محدوده استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهند که بین ابعاد مختلف تاب‌آوری نابرابری شدیدی وجود دارد. بر اساس تحلیل رگرسیون، بُعد نهادی با ضریب (696/0=&amp;amp;beta;) تأثیرگذارترین عامل محسوب می‌شود. آزمون فریدمن نیز بُعد زیرساختی را با میانگین رتبه 98/3 به‌عنوان مهم‌ترین بُعد، و بُعد اقتصادی را با میانگین رتبه 09/2 به‌عنوان ضعیف‌ترین بُعد شناسایی کرد. تحلیل همبستگی اسپیرمن رابطه‌ای قوی و معنادار (564/0) بین بُعد نهادی و زیرساختی را آشکار نمود. در‌مقابل، ابعاد اجتماعی و اقتصادی با میانگین‌های اندک (به ترتیب 91/2 و 74/2) و شاخص‌های ضعیفی مانند &amp;amp;laquo;مشارکت داوطلبانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کارایی تدابیر اقتصادی&amp;amp;raquo; به‌عنوان ابعاد اصلی موثر بر آسیب‌پذیری شناخته شدند. نتایج مدل PLS-SEM علاوه‌بر تایید تاثیر معنادار همه ابعاد مذکور نشان داد که بعد اقتصادی (با ضریب مسیر 405/0) از نظر میزان اثر، قوی‌ترین تاثیر را دارد. از این‌رو می‌توان نتیجه گرفت دستیابی به تاب‌آوری بهتر در شهرستان رودسر مستلزم رویکردی یکپارچه است که در آن تقویت نهادها و زیرساخت‌ها در اولویت اول و توانمندسازی اقتصادی و اجتماعی به‌عنوان یک ضرورت در اولویت بعدی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل سازی پیوند آب-غذا برای سنجش پایداری منابع آبخیز با استفاده از رویکرد سیستمی (مطالعه موردی: سراب صیدعلی استان لرستان)</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4191.html</link>
      <description>تولید غذا با در دسترس بودن آب ارتباط نزدیکی دارد. در این راستا، مدل‌سازی همبست آب&amp;amp;ndash;غذا با استفاده از پویایی سیستم، بر پایه آمار و اطلاعات آب، غذا و جمعیت، و با تاکید بر پایداری از طریق تحلیل اختلاف بین عرضه و تقاضا در دوره زمانی 1380 تا 1425، با استفاده از نرم‌افزار VENSIM در آبخیز سراب صیدعلی انجام پذیرفت. پس از اعتبار‌سنجی ساختاری و رفتاری، نتایج نشان داد که منابع آب طی دوره زمانی 45 ساله با کاهش 57/1 میلیارد مترمکعبی مواجه خواهد شد، که بخش عمده آن مربوط به افت آب‌های زیرزمینی است. در بخش منابع غذایی از ۱۳۸۰ تا ۱۴۱۰، پایداری منابع غذایی افزایش داشته، به طوریکه در ۱۴۱۰ عرضه غذا به میزان 715 هزار تن بر تقاضا پیشی می‌گیرد. از ۱۴۱۰ تا ۱۴۲۵ این روند معکوس شده، و انباشت غذا در 1425 به 485 هزار تن رسیده، که نشان‌دهنده افت ذخایر غذایی نسبت به سال1410 می‌باشد. براساس تحلیل حساسیت و با توجه به شرایط منطقه‌ای سطح کشت چغندر بعنوان موثرترین عامل در مدل شناسایی گردید. همچنین چهار سناریو پایه، تغییر الگوی کشت، توسعه سیستم فاضلاب و مدیریت تعداد دام و طیور بر مدل اعمال و مورد ارزیابی قرار گرفت. با مقایسه نتایج سه سناریو با مدل پایه (سناریو ۱)، می‌توان دریافت که ترکیب سناریو سوم با کاهش 03/1 میلیارد مترمکعبی منابع آب و سناریو چهارم با افزایش 08/2 میلیون تنی غذا، نسبت به دیگر سناریوها می‌توانند موجب ارتقا پایداری شوند. بنابراین، به‌کارگیری راهکارهای سیستمی و عملی در چارچوب سیاست‌های مدیریتی می‌تواند موجب ارتقا پایداری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی استراتژی طب سوزنی در پایداری محیطی رودخانه‌های شهری (نمونه موردی: رودخانه قشلاق سنندج)‌</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4273.html</link>
      <description>افزایش فشارهای شهری و زیست‌محیطی، احیای پایدار رودخانه‌های شهری مانند قشلاق سنندج را به یک ضرورت تبدیل کرده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و تحلیل تطبیقی، کاربرد استراتژی &amp;amp;laquo;طب سوزنی شهری&amp;amp;raquo; را به‌عنوان راهبردی نوین و متناسب برای پایداری محیطی این رودخانه بررسی می‌کند. با بنچ‌مارکینگ سه پروژه موفق جهانی (چئونگیچئون سئول، جزیره شناور بروژ و ساحل کاستروپ کپنهاگ)، یافته‌ها نشان می‌دهد مداخلات کوچک‌مقیاس، هدفمند و کم‌هزینه‌ای مانند ایجاد فضاهای سبز ساحلی، سیستم‌های تصفیه طبیعی و مسیرهای پیاده‌رو می‌تواند به‌طور همزمان کیفیت اکولوژیک (افزایش تنوع زیستی، بهبود کیفیت آب)، تعامل اجتماعی و رونق اقتصادی را تقویت کند. تناسب این استراتژی برای رودخانه قشلاق، نه از شباهت ظاهری به نمونه‌های جهانی، بلکه از قابلیت ذاتی آن در پاسخگویی به بافت محلی ناشی می‌شود. ماهیت کم‌هزینه و مشارکتی آن با محدودیت منابع مالی شهرداری سنندج و نیاز به هماهنگی بین‌نهادی سازگار است. از‌سوی‌دیگر، این رویکرد با شناسایی و هدف‌گیری &amp;amp;laquo;نقاط حساس&amp;amp;raquo; محلی (مانند کانون‌های آلودگی، اطراف پل تاریخی قشلاق یا محلات فرسوده مجاور)، قادر است با مداخلاتی هوشمندانه، چرخه معیوب آلودگی و تخریب را شکسته و اثرات مثبت را به کل سیستم رودخانه منتشر کند. درنتیجه، طب سوزنی شهری با رویکردی کل‌نگر و انعطاف‌پذیر، راهبردی عملی و پایدار برای تبدیل قشلاق به یک شریان حیاتی و سبز شهری ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نقش فضاهای بینابینی زیست‌گرا در ارتقای رفاه روانی و پایداری اجتماعی سکونت‌گاه‌های متراکم شهری</title>
      <link>https://ges.razi.ac.ir/article_4281.html</link>
      <description>فشردگی منظر شهری معاصر، پایداری اجتماعی و تاب‌آوری سکونت‌گاه‌ها را به چالش کشیده و به نابرابری در دسترسی به فضای سبز منجر شده است. این پژوهش، &amp;amp;laquo;فضاهای بینابینی&amp;amp;raquo; را نه صرفاً عناصر کالبدی باقیمانده، بلکه به‌عنوان زیرساخت‌های سبز در مقیاس خرد تحلیل می‌کند که نقش کلیدی در ارتقای رفاه روانی و انسجام اجتماعی دارند. هدف، شناسایی و اولویت‌بندی مؤلفه‌های زیست‌گرای این فضاها جهت تدوین چارچوبی عملیاتی برای برنامه‌ریزی پایدار در محیط‌های متراکم است.پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، ابتدا با روش دلفی ۴۳ مؤلفه را غربالگری نمود. سپس برای تعیین وزن و اولویت هر مؤلفه از تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره آنتروپی شانون استفاده شد تا با تحلیل عدم قطعیت در داده‌ها، شاخص‌هایی که بیشترین تأثیر تمایزدهنده را بر کیفیت فضای جغرافیایی سکونت‌گاه‌ها دارند، استخراج شوند.نتایج نشان داد در بُعد محیطی شاخص‌های کیفی &amp;amp;laquo;پیچیدگی و نظم طبیعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;گوشه‌های محافظت‌شده&amp;amp;raquo;، در بُعد فیزیکی &amp;amp;laquo;دسترسی‌پذیری&amp;amp;raquo; و در بُعد فضایی &amp;amp;laquo;فضاهای مشترک طبقاتی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;باغ‌های جیبی&amp;amp;raquo; اولویت دارند. این یافته‌ها بیانگر گذار پارادایم سکونت از &amp;amp;laquo;سطح زمین به ارتفاع&amp;amp;raquo; است؛ جایی که فضاهای بینابینی زیست‌گرا با جایگزینی رویکرد &amp;amp;laquo;کیفیت ادراکی و عدالت دسترسی&amp;amp;raquo; به جای &amp;amp;laquo;کمیت فضای سبز&amp;amp;raquo;، به کانون‌های اصلی بازتوانی روانی و تقویت تعامل اجتماعی تبدیل شده‌اند. این پژوهش راهکارهای نوینی به منظور توزیع عمودی رفاه پیشنهاد می‌کند. نتایج نشان می‌دهد ارتقای پایداری اجتماعی و کیفیت زیست در شهرهای متراکم، در گرو توجه به &amp;amp;laquo;فضاهای میانی و مشاع&amp;amp;raquo; به‌عنوان ریزفضاهای زیستیِ در دسترس است. شاخص‌های استخراج‌شده می‌توانند مبنایی علمی در فرآیندهای برنامه‌ریزی شهری ایران برای توسعه منظرهای شهری تاب‌آور و عادلانه باشند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
